تبليغاتX
یادداشت های یه آدم عجیب و غریب


یادداشت های یه آدم عجیب و غریب

اندیشه های ذهن نم کشیده یه نسل آخری


خانه دیوار کوتاهان پر از مهتاب بود ...!


نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 15:37 توسط o_o/./آ| |


روزی بخاطر له کردن همه ی مورچه های عمرم بازخواست خواهم شد ...

*امید است اعدام نشوم !

نوشته شده در دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 22:26 توسط o_o/./آ| |


Design By : Night Skin